قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2032

تاريخ الفي ( فارسى )

لشكرها جمع نمودند تا متوجّه رى گردد . بدر به مقتضاى امر سيّده عمل نموده لشكرى انبوه به هم رسانيده و در ملازمت سيّده عنان عزيمت به صوب رى منعطف گردانيد ، و به مجرّد رسيدن مجد الدّوله را با وزيرش گرفت و به سيّده سپرد ، و سيّده بدر را به خلعتهاى پادشاهانه سرافراز نموده رخصت مراجعت فرمود و مجد الدّوله را در بند نگاه [ 240 ب ] داشت و از روى استقلال به حكومت آن ديار مشغول گشت . و قاعدهء سيّده آن بود كه هر روز على الصباح تا نماز پيشين در ديوان در پس پرده نشستى و مهمّات ملكى را خود تفحّص نموده فصيل دادى و در جواب رسل اطراف و جوانب بىمشاورت و تلقين كسى سخنان سنجيده و مناسب ادا كردى ؛ چنانچه نوبتى سلطان محمود غزنوى به وى پيغامى فرستاد كه : در ولايت خود سكّه و خطبه به نام من كن ، و الّا جنگ را آماده باش . در جواب او نوشت كه : تا شوهر من در قيد حيات بود دغدغهء آن داشتم كه اگر سلطان چنين فرمايد چه تدبير كنم ؟ اكنون از آن دغدغه فارغم ؛ چه سلطان محمود پادشاهى عاقل است و مىداند كه مهمّ جنگ در مشيّت حقّ است . اگر بر من ظفر يابد زنى بيوه را شكست داده باشد ، و اگر از من شكست يابد رقم اين عار از صفحهء روزگار او به هيچ وجه محو نشود ؛ چه مردى بود كز زنى كم بود . از اين جواب صواب ، سلطان از سر خصومت او درگذشت و تا او در حيات بود مطلقا در تسخير آن ديار متوجّه نشد . بعد از چندگاه با مجد الدّوله پسرش در مقام التفات آمده او را از بند بيرون آورده بر سرير ملكش نشانيد ، امّا همچنان زمام اختيار بر دست سيّده بود . سيّده برادر مجد الدّوله ، شمس الدّوله را به همدان فرستاد « 1 » و ابو جعفر كاكويه را ايالت اصفهان داد « 2 » . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه چون سلطان محمود جنگهاى مردانه كرده بود ملك چيپال را دستگير نموده از گردن او عقد جواهر نفيسه برآورد كه قيمت آن هشتاد هزار دينار بود . آخر الأمر ، سلطان محمود ملك چيپال را از بند بيرون آورده بگذاشت تا به ولايت خود رفته عظمت و شوكت اهل اسلام را از آزادى خود مشاهده نمايد « 3 » . چون ملك چيپال به ولايت خود رسيد فى الحال از روى عبرت خود را در آتش انداخت .

--> ( 1 ) . ابو طاهر شاه خسرو ملقّب به « شمس الدّوله » علاوه بر امارت اسمى ولايات همدان و جبال ، عنوان وليعهدى مجد الدّوله را نيز داشت . ( 2 ) . آنچه از ديگر منابع مستفاد مىشود اين است كه سيّده ، پسر ديگر خود ، عين الدّوله ابو شجاع هفت ساله ، را با سپهسالارى كاكوزاده [ - پسر دايى ] خود علاء الدّوله فرامرز حكمرانى اصفهان داد ؛ - دكتر زرّين‌كوب ، تاريخ مردم ايران ، ج 2 ، ص 484 . ( 3 ) . به طورى كه قبلا نيز گفته شد چيپال راجهء ويهند از خانوادهء هندوشاهان بود كه سلطان محمود در محرّم سال سيصد و نود و دو هجرى در ولايت برشور در نزديكى پيشاور كنونى مغلوب و اسير كرده بود .